دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش طلاق عاطفی (فصل دوم)

مبانی نظری و پیشینه پژوهش طلاق عاطفی (فصل دوم)

مبانی نظری و پیشینه پژوهش طلاق عاطفی (فصل دوم) در 17 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

مشخصات فایل

تعداد صفحات 17
حجم 0 کیلوبایت
فرمت فایل اصلی doc
دسته بندی پیشینه متغیر های روانشناسی

توضیحات کامل

مبانی نظری و پیشینه پژوهش طلاق عاطفی (فصل دوم) در 17 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc


توضیحات: فصل دوم


  • همرا با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو
  • توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
  • پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
  • رفرنس نویسی دقیق و مناسب
  • پاورقی ندارد


  • منبع :                           دارد (به شیوه APA)
  • نوع فایل:                      WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

 

قسمتی از مبانی نظری متغیر:

 

گاهی اوقات زوج­ها به علت جدی بودن پیوند و هزینه­های عاطفی و مادی شکل دهنده­ی زندگی زناشویی برای حفظ این پیوند تلاش می­کنند، این تلاش و در کنار آن ترس از آبروریزی و انتظاری که جامعه از آنها دارد، مانع وقوع طلاق می­شود. کارشناسان بر این باورند که فرایند طلاق هفت مرحله­ی اختلافات جزئی، تکرار و جدی شدن آن­ها، جدایی یا بی­میلی یکی از زوج­ها، قهرهای طولانی و تکرار آن، خستگی زوج­ها از این قهرها و طلاق عاطفی و در نهایت طلاق قانونی را طی می­کند. زنگ خطر در مرحله­ی طلاق عاطفی بسیار مشهود است، چرا که زوج ها فقط زیر یک سقف زندگی می­کنند، ارتباطات بین آن ها یا کاملاً قطع شده یا بدون میل و رضایت است، به این پدیده طلاق خاموش یا عاطفی گفته می­شود. طلاق عاطفی نوع دیگری از طلاق و پدیده بسیار مهمی است که در هیچ کجا به ثبت نمی رسد.

طلاق عاطفی، طلاقی است که به موجب آن، زن و شوهر با یکدیگر ارتباط صمیمی­ای ندارند و نمی­توانند درباره احساسات و عواطف خود با یکدیگر حرف بزنند و ارتباط زناشویی مناسبی هم ندارند. این نوع طلاق، در مقایسه با طلاق رسمی، اثر به مراتب مخرب­تری دارد، چرا که در طلاق رسمی زن و مرد از یکدیگر جدا می­شوند و هر یک به دنبال زندگی تازه خود می­روند اما در طلاق عاطفی که زوج زیر یک سقف زندگی می­کنند، این موضوع در درازمدت فشار روانی زیادی به آنها وارد می­کند و چون این همسران ارتباط احساسی خوبی هم با یکدیگر ندارند، زندگی شان کسالت بار خواهد شد (زمانی، احدی و عسگری، 1393).

 

چالش های عاطفی بعد از طلاق


احساس تنهایی و افزایش نیازهای عاطفی بعد از طلاق، صرفا به این خاطر نیست که افراد همسران خود را از دست داده اند، بلکه به این دلیل است که آنان پس از طلاق علاوه بر همسر و خانواده او، دوستان مشترک و حتی برخی از دوستان شخصی خودشان را نیز از دست داده اند. یافته­های تحقیق صادقی فسایی و ایثاری (1391)، حاکی از ان بود که فقدان شریکی که بتواند نیازهای عاطفی کنشگران را تامین نماید، یکی از چالش‏های اصلی و اساسی آنان پس از طلاق است. در این میان افراد در قبال نیازهای عاطفی خود، به شیوه‏های مختلفی واکنش نشان می دهند. برخی به سرعت در پی ازدواج مجدد هستند و برخی وارد روابط عاطفی با جنس مخالف در چارچوب دوستی می شوند و بعضی از افراد نیز سرکوب نیازهای عاطفی خود می پردازند و یا با سرگرم کردن خود به فعالیت های دیگر مانند کار و امور معنوی سعی در کاهش این نیاز می……..

……….

……………..

………………….


 

پیشینه پژوهش


مامی و عسکری (1392) در تحقیقی تحت عنوان نقش تمایزیافتگی خود و سبک­های دلبستگی در پیش­بینی طلاق عاطفی، به این نتیجه رسیدند که از بین سبک­های دلبستگی، سبک ایمن و سبک آشفته- سردرگم قادرند به شکل معناداری طلاق عاطفی را پیش­بینی کنند. در ضمن مؤلفه­های تمایزیافتگی نیز می­توانند در پیش­بینی طلاق عاطفی نقش داشته باشند.

موسوی و رضازاده (1393) در تحقیقی تحت عنوان بررسی نقش نگرش به عشق در پیش­بینی طلاق عاطفی زنان و مردان متاهل شهر قزوین، به این نتیجه رسیدند که بین طلاق عاطفی و انواع نگرش به عشق رابطه معنادار وجود دارد.

زمانی، احدی و عسگری (1393) در تحقیقی تحت عنوان رابطه طلاق عاطفی با تصویر بدنی و کمال­گرایی، به این نتیجه رسیدند که اولاً بین متغیرهای طلاق عاطفی و کمال­گرایی منفی رابطه مثبت معنادار وجود دارد و ثانیاً بین متغیرهای طلاق عاطفی و تصویر بدنی رابطه منفی وجود دارد.

کفاشی و سرآبادانی (1393) در تحت عنوان عوامل اقتصادی-اجتماعی موثر بر طلاق عاطفی دو گروه زنان متاهل خانه­دار و شاغل شهر قم، به این نتیجه رسیدند که میانگین طلاق عاطفی در بین زنان شاغل و خانه­دار با یکدیگر تفاوت معناداری ندارد و همچنین بین طلاق عاطفی و سطح درآمد رابطه معناداری مشاهده نشد.

حیدری و اجتماعی سنگری (1394) در تحقیقی تحت عنوان پیش­بینی بروز طلاق روانی در زوجین با استفاده از سبک­های دلبستگی ایمن و ناایمن، به این نتیجه رسیدند که بین سبک­های دلبستگی ایمن و ناایمن با طلاق روانی رابطه معناداری وجود دارد و سبک­های دلبستگی ناایمن پیش­بینی کننده بروز طلاق روانی در زوجین هستند، در حالی که سبک دلبستگی ایمن با احتمال پایین­تر بروز طلاق روانی همراه است.

لعل­زاده، اصغری و حصار برفی (1394) در تحقیقی تحت عنوان بررسی نقش طرحواره­های ناسازگار اولیه در پیش­بینی طلاق عاطفی، به این نتیجه رسیدند که بین نمره کل طرحواره­ها  با طلاق عاطفی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.


توضیحات بیشتر و دانلود



صدور پیش فاکتور، پرداخت آنلاین و دانلود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *